متهم ردیف چهارم به قلم فاطمه علی آبادی
پارت سی و یکم :
چند نفری این وَر و آن وَر نشسته بودند و با تعجب به ما زُل زده بودند. نگاه خیسم را بهشان دوختم.
- چیه؟ مگه نمایش میبینید؟
هر کس چیزی زمزمه کرد و من، بیتوجه به چرت و پرتهایشان، به سمب زیراندازی که دیگر برایم رویایی نبود رفتم، کولهام ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
حنانه
00باباااا جان عمت این کارو بامن نکن من اخههه چقدررر گفتم بدم میاد شبیه این فیلما شخصیت اصلی یهو میفهمه قاتل بوده خودشم پشماش میریزه تورخداسوتفاهم باش 😭😂